أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
153
قانون ( فارسى )
اگر معدهء پر - كه به حد امتلاء رسد - روان و اسهالى شود ، صرع تخفيف يابد . اگر مادهء بلغمى همراه مادهء صفرايى باشد ، مصروع احساس تشنگى ، التهاب ، سوزش ، سوختگى مىكند ؛ و اگر همراه ماده سودايى باشد ، در اكثر بيماران اشتها زياد مىشود ، احساس ترشمزگى دارند ، به تفكر و دودلى افتند . و در هر حال نشانههاى بلغمى بودن ماده بر ساير علامتها چيرگى دارد . خلطى كه جاى در معده دارد و سبب صرع مىشود ، از تباهى است نه از كثرت . هرگاه معده خالى باشد و خلط سبب صرع به دهان معده برسد ، نوبت صرع نمودار مىشود . همينكه غذاى خوب كيموس به معده رسيد و گرسنگى از بين رفت صرع قطع مىشود . خلطى كه بسيار تند و از جنس صفرايى باشد ، آن را از دلايلى كه ذكر كردهايم مىشناسى ! اگر مادهء صرع در « مراق » ( لايهء خارجى پردهء صفاق ) باشد ، علامات و دلايل زير را داراست : آروغ ترش ، بادكردگى ، قرقر آزاردهندهء شكم كه دير آرامش يابد ، التهاب در مراق . گاهى مىشود كه ميان هر دو شانه به درد آيد ، كه با هضم غذا درد موقتا فروكش كند و باز عودت مىنمايد . اگر در حال گرسنگى صرع واقع شود ، از قبوضيّت شكم ناشى است و به وسيلهء مليّنات دستبردار مىباشد . و بهويژه اگر حس كند كه مراق كشيدگى به سوى بالا دارد و مىلرزد . اين حالت براى كسانى رخ مىدهد - چنانكه گفتيم - طعام را هضم نمىكنند و غذا هضم نشده فاسد مىشود و مجراها را بند مىآورد . اگر بخار مراق از نوع صفرايى باشد ، علامتش التهاب در مراق ، تغيير رنگ ، درهم شدن عقل ، افسردگى و لجاجت است . اگر بخار مراق سودايى باشد ، بيمار به نوعى از ماليخوليا مبتلا گردد . علامتش با خود حرف زدن ، ترس از تاريكى موهوم كه از اثر مادهء صرعى پديد آيد . ترس زياد از مرگ ، يا تمناى مرگ و بقيهء عوارض ماليخولياست . صرعى كه منشأش كبد يا ساير تن است ، از رنگ ، مو ، خشكى ، بادكردگى و سستى گوشت بدن ، چاقى ، لاغرى ، زياد خيس شدن از بخار خونى كه مىتوان از راه معاينهء بول ، نبض ، حالت غذايى ، و چگونگيهاى بيانشده دريافت . و شايد از موادى كه در مقعد و رحم حبس شده و به جريان نمىافتند ، و از عرق بيمار و غيره نتيجه گرفت . اگر مادهء صرعى خونى مايل به سوختگى بود ، مىبينى كه رنگ بيمار سرخ و در حال صرع عرق مىكند و مىخندد . اگر ماده صفرايى يا بلغمى سودايى باشد ، آن را از علاماتى كه ذكر شد مىشناسى ! اگر ماده در رحم باشد ، حتما صرع همراه بند آمدن حيض يا آب پشت يا رطوبتهايى است كه به رحم مىريزد . قبل از نوبت صرع ، احساس درد در زهار ، بيخ رانها ، اطراف پشت ، سنگينى در زهدان مىكنند . صرعى كه منشأش طحال است ، بايد دانست كه مادهء سودايى است . طحال به درد آيد ، باد مىكند يا سخت مىشود ، قرقر در اطراف طحال پديد آيد و اكثرا تمام بدن از طحال متأثر مىشود . اگر منشأ صرع از مادهء سمى باشد ، كه از راه عصب به يكى از اعضاء بدن : پا ، دست ، پشت ،